مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )

22

خاطرات و خطرات ( فارسى )

جبه‌اى از خز بداشت بر تن چندانك * سوده و فرسوده گشت بر وى و خلقان مرند ما را از آن فزود تعجب * كردند از وى سؤال در سبب آن گفت ز شاهان حديث ماند باقى * در عرب و در عجم نه توزى و كتان كارخانه‌ها دستور داشتند براى اولين سال هزارهزار چرخ خياطى ، خراطى ، افزار نجارى آهنگرى و حرف ديگر تدارك كنند . در عرض سال هركس به امپراتور عريضهء تقاضا ميداد بفراخور حال او افزار كار و سرمايه به او داده ميشد . شخصا زياد مدبر نبوده است لكن استقامت رأى داشته است . چون بيسمارك را بجا آورد و صميميت او را دانست ، نه ملكه نه وليعهد نه ساير اجزاء رأى او را نتوانستند تغيير بدهند و بيسمارك باعتماد او از پروس آشفته آلمان و امپراتورى مجموع ساخت . ناصر الدين شاه جواهر به خودش ميزد ، درياى نور و غيره . روزى در سفر اول از جواهر گيوم پرسيده بود ، جوابى نداده در سان لشگر گفته بود اينست جواهر من . در اين سنه كنگرهء برلن تشكيل شد ، 13 ژوئن تا 13 ژوئيه مركب از نمايندهء 6 دولت : روسيه ، آلمان ، فرانسه ، انگليس ، ايتاليا و عثمانى بحث در معاهدهء سن استفانو « 1 » است بين روسيه و عثمانى منعقد در 3 مارس 1878 مقصد گذاردن كلاه بسر همديگر و برداشتن كلاه از سر عثمانى و ضمنا جلوگيرى از نفوذ كلى روس است . بحبوحهء قدرت بيسمارك است ، تصميمات عمدهء كنگره ، استقلال رومانى ، صربى و قره‌طاغ استقرار روملى شرقى « 2 » ، واگذارى بسنى « 3 » و هرزگوين « 4 » به اطريش ، و قطور به ايران . كنگره اجتماع زمامداران ممالك است از براى ترميم امور مهمهء مختلف فيها كه حقوق ملل نتيجهء مقررات آن مجامع زور است و اشهر همه كنگرهء مونستر « 5 » اسنابروك « 6 » كه منجر به معاهدهء وستفالى « 7 » شد 1684 كنگرهء رايشتات « 8 » 1797 كنگرهء وين 1814 كنگرهء پاريس 1856 . در صلح وستفالى به جنگ سى ساله در كنگرهء پاريس بجنگ كريمه خاتمه داده شد و در كنگرهء وينه پس از ختم كار ناپلئون نقشهء جديد در اروپا پديد آوردند . سعدى در گلستان گويد : جمعى از حكما در بلوغ صحبت ميداشتند كه علامت آن چيست هركس چيزى گفت ، صاحبدلى گفت بلوغ آن است كه در بند رضاى حق بيشتر باشى تا در بند هواى نفس . حال حق را از بين برده‌اند مانده است هواى نفس و بندگى شهوات . اين است حال مائهء 19 در اروپا . انارشيست ( ضد حكومت ) در ضمن تركيب‌بندى ساخته‌ام : نعمت و محنت بدهر هيچ به اندازه نيست * جنگ فقير و غنى مسئلهء تازه نيست

--> ( 1 ) - San - Stefano ( 2 ) - Roumelie - orientale ( 3 ) - Bosnie ( 4 ) - Herzegovine ( 5 ) - Munster ( 6 ) - Osnabruck ( 7 ) - Westphalie ( 8 ) - Reichstadt